هفت بار روح خود را به تحقير و مسخره گرفتم:
بار اول آن هنگام که ديدم
برای بلند شدن تظاهر به افتادگی می کند
بار دوم هنگامی که ديدم
پيش لنگ ها لنگ لنگان راه می رود
بار سوم آن هنگام که
بين سهل و دشوار مخير شد و سهل را برگزيد
بار چهارم آن هنگام که گناهی مرتکب شد
و برای تسليت و تسکين خويش گفت : ديگران نيز
مرتکب گناه می شوند
بار پنجم آنچه را که برايش پيش آمده بود
حمل بر ناتوانی خويش کرد اما صبر بر آن پيش آمد را
به توانايی خويش نسبت داد
بار ششم آن هنگام که چهره ای زشت را تحقير کرد
حال آنکه آن چهره زشت به تحقيق نقابی از
نقابهای خودش بود
و هفتمين بار وقتی که زبانم
به ترنم مدح و ثنا گماشت و آن را فضيلتی انگاشت

نوشته شده توسط kimsesiz در Thu 2 Aug 2007 ساعت 2:28 PM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

welcome to kimsesizzz . now you are my best friend
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY