زندگی قصه ی مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند :

فروختی ؟  گفت : نخریدند ، تمام شد

 

زندگی مثل پیانو است . دکمه های سیاه برای غم ها و سفید برای شادی ها . اما زمانی

می توان یک آهنگ  زیبا نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم به کار بگیری .

 

زندگی درک همین امروز است

زندگی درک نفهمیدن هاست

تو نه در دیروز و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست

زندگی خاطره ی آمدن و رفتن ماست

شاید این خنده که امروز دریغ اش کردیم

آخرین فرصت همراهی ماست

 

کلاغ و طوطی هر دو سیاه و زشت آفریده شدند . طوطی به خدا شکایت کرد و خداوند او را زیبا کرد ولی کلاغ گفت : هرچه از دوست رسد نکوست و طوطی همیشه در قفس ماند و کلاغ آزاد .


 

نوشته شده توسط kimsesiz در Mon 6 Aug 2007 ساعت 4:9 PM موضوع | لینک ثابت